پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۳۶۱

زلفی که بر زبان و دل شانه بگذرد

ماند به آن شبی که به افسانه بگذرد

دل صبح خیز مشق بر آتش دویدن است

دارم امید آنکه ز پروانه بگذرد

در بزم وصل، تشنه لبان را خمار هجر

چندان امان نداد که پیمانه بگذرد

غیر از دلم که خانه بدوش تجرد است

جغدی ندیده ام که ز ویرانه بگذرد

در زلف او دلم سر و برگ جدل نداشت

استاد یک کنار که تا شانه بگذرد

از اتحاد، در دل ما می کند خطور

حرفی اگر به خاطر جانانه بگذرد

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۳بدین سان رخ ز من گر آن گل بدخو بگرداند
  2. شمارهٔ ۳۶۴ز شور جلوه گاهش می توان یافت
  3. شمارهٔ ۳۶۵در ازل نگشود چشمم تا غمش پیدا نشد
  4. شمارهٔ ۳۶۶گفتگوی گلشن رویش دهان را تازه کرد
  5. شمارهٔ ۳۶۷مرا به نسبت آدم، زمانه خوار کند
  6. شمارهٔ ۳۶۸گل خورشید اگر گلدسته می شد
  7. شمارهٔ ۳۶۹چشم مرا به شوق رخت خواب می برد
  8. شمارهٔ ۳۷۰نازم به دام زلف تو کز طایر دلم
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.