فهرست اشعار
- شمارهٔ ۳۰۱ گر خورد در فوت ما آن گل تاسف، دور نیست
- شمارهٔ ۳۰۲ گل ما را به آب غم سرشتند
- شمارهٔ ۳۰۳ سرجوش داغ لاله به جوشم نمی رسد
- شمارهٔ ۳۰۴ مشو ملول که ساغر ز دست خواهد شد
- شمارهٔ ۳۰۵ بس که برهم خورد بزم دلخوشی از رفتنت
- شمارهٔ ۳۰۶ نیم آیینه وش از پشت و روی کار خود آگه
- شمارهٔ ۳۰۷ آرام نگیرد نفسی بر مژه ام اشک
- شمارهٔ ۳۰۸ عاشقان چون نیت کوچ سحرگاهی کنند
- شمارهٔ ۳۰۹ فرهاد تیشه بر سرِ غمپیشه میزند
- شمارهٔ ۳۱۰ چرخ با من می ستیزد، طالع از من می گریزد
- شمارهٔ ۳۱۱ تن ز بسیاری تردامنی ام خاک نشد
- شمارهٔ ۳۱۲ آمد بهار و موسم گلگشت باغ شد
- شمارهٔ ۳۱۳ لبش در باغ، رنگ آمیز گلهای تبسم شد
- شمارهٔ ۳۱۴ گل به زر شاد و پریشانی عالم بر بید
- شمارهٔ ۳۱۵ کندن دل زان جوان، آسایش این پیر شد
- شمارهٔ ۳۱۶ رنگ از رخم دمی نگشاید نقاب زرد
- شمارهٔ ۳۱۷ چند گویی در وجود دختر رز عیب نیست
- شمارهٔ ۳۱۸ گر دهدم باغبان، یک گل ازین نه چمن
- شمارهٔ ۳۱۹ ز پا ننشست اشکم، تا نیاوردت به سوی من
- شمارهٔ ۳۲۰ گر به میخانه رسد زاهد افسرده نفس
- شمارهٔ ۳۲۱ ما را لب چشیدن صهبای وصل نیست
- شمارهٔ ۳۲۲ عمری ست که همخوابه میناست درین بزم
- شمارهٔ ۳۲۳ از چشمه سار آبله، سرسبز شد راه طلب
- شمارهٔ ۳۲۴ عاشق و معشوق را با هم زبان و دل یکی ست
- شمارهٔ ۳۲۵ بی روی تو، شبنم سحرخیز
- شمارهٔ ۳۲۶ ز بس مرغ نگاهم چیده گل از باغ رخسارش
- شمارهٔ ۳۲۷ به پنجه مژه از باغ، ژاله باید چید
- شمارهٔ ۳۲۸ همنشین بی نفاق از بس درین محفل کم است
- شمارهٔ ۳۲۹ زین گلستان همه سودم به زیان می ماند
- شمارهٔ ۳۳۰ تو تاب درد نداری، مپرس درد مرا
- شمارهٔ ۳۳۱ کسی که چیده به بیداری از رخت گل حیرت
- شمارهٔ ۳۳۲ گر به خون دل درین بستان گرفتم کلبه ای
- شمارهٔ ۳۳۳ هر کار مشکل کآمد به پیشم
- شمارهٔ ۳۳۴ آنچه من می کشم از طالع رم کرده خویش
- شمارهٔ ۳۳۵ در مدرسه عشق، چو من بی خبری نیست
- شمارهٔ ۳۳۶ بی نصیب از باغ وصلش بر نمی آید دلم
- شمارهٔ ۳۳۷ دو چشم من چو بر آن شوخ بی وفا افتاد
- شمارهٔ ۳۳۸ بر نمی تابد دلم، پس مانده پرویز را
- شمارهٔ ۳۳۹ از رشک آبیاری ساقی در آتشیم
- شمارهٔ ۳۴۰ پیغام نگار ما نیامد
- شمارهٔ ۳۴۱ چه غم گر گنج بادآورد گل فصل خزان گم شد
- شمارهٔ ۳۴۲ خواهد از شاخ مکافات به صدرنگ دمید
- شمارهٔ ۳۴۳ از گردش یک چشم تو، پیمانه صد غم می خورد
- شمارهٔ ۳۴۴ آیینه از رخ تو گل تازه می کشد
- شمارهٔ ۳۴۵ دل به امید عشق او، تن به هوس نمی دهد
- شمارهٔ ۳۴۶ ز رخ، چشم تو مستی در بهشت افتاده را ماند
- شمارهٔ ۳۴۷ بس که از چشم تر ما آستین نمناک شد
- شمارهٔ ۳۴۸ در کار غم عشق، دلم گشت ز خود جمع
- شمارهٔ ۳۴۹ کی ز بیداد تو، عاشق به کسی داد کند
- شمارهٔ ۳۵۰ زخم ما چون زخم سوسن گشت سرتاسر کبود
- شمارهٔ ۳۵۱ ما خوی گرفته وصالیم
- شمارهٔ ۳۵۲ هر کجا گلشن حسن تو گشاید در فیض
- شمارهٔ ۳۵۳ حرفی که به سرگوشی ازان شوخ زند سر
- شمارهٔ ۳۵۴ مصلحت در تلخکامی دیده پیر می فروش
- شمارهٔ ۳۵۵ کی بود دیوانگان را ترسی از باران سنگ؟
- شمارهٔ ۳۵۶ زخمی تیغ خمارم، کو مروت پیشه ای
- شمارهٔ ۳۵۷ گل گل رخ تو از قدح مل شکفته شد
- شمارهٔ ۳۵۸ درین چمن، گل امسال همچو پار نبود
- شمارهٔ ۳۵۹ گل به کاخ غنچه برگردید، تا روی تو دید
- شمارهٔ ۳۶۰ آغوش نظر تنگ است، آن یار نمی گنجد
متن اشعار به نقل از گنجور.