پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۳۲۹

زین گلستان همه سودم به زیان می ماند

چون گل زرد، بهارم به خزان می ماند

سر زلفش که مرا دشمن جان بود به دست

در کف شانه به سررشته جان می ماند

لب گل از گهرآمیزی دندان خالی ست

تا نخندیده، به آن غنچه دهان می ماند

می گریزد ز برم با قد چون تیر خدنگ

قامت خم شده ام تا به کمان می ماند

تازگی ریخته و نقش قدم پیدا نیست

راه آن گل، به ره آب روان می ماند

بس که در سینه ام آشوب غمش تعبیه است

آه اگر می کشم از دل، به فغان می ماند

خوردن بوسه گنه، چاشنی عیش حرام

شب وصل تو به روز رمضان می ماند

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۱کسی که چیده به بیداری از رخت گل حیرت
  2. شمارهٔ ۳۳۲گر به خون دل درین بستان گرفتم کلبه ای
  3. شمارهٔ ۳۳۳هر کار مشکل کآمد به پیشم
  4. شمارهٔ ۳۳۴آنچه من می کشم از طالع رم کرده خویش
  5. شمارهٔ ۳۳۵در مدرسه عشق، چو من بی خبری نیست
  6. شمارهٔ ۳۳۶بی نصیب از باغ وصلش بر نمی آید دلم
  7. شمارهٔ ۳۳۷دو چشم من چو بر آن شوخ بی وفا افتاد
  8. شمارهٔ ۳۳۸بر نمی تابد دلم، پس مانده پرویز را
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.