پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی

طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

۷۶۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ پایش ز حنابندی شب چون پر زاغ است
  2. شمارهٔ ۲۴۲ اگر زمانه بنای ستم کند، چه علاج
  3. شمارهٔ ۲۴۳ فرق حرم و دیر ببین، کآمده هر سال
  4. شمارهٔ ۲۴۴ چگونه حسن نباشد به بوالهوس محتاج
  5. شمارهٔ ۲۴۵ جز تیغ او که برسرم آمد، ز پا گذشت
  6. شمارهٔ ۲۴۶ از پنجره های مژه مهتاب درآید
  7. شمارهٔ ۲۴۷ اگر برون نرود گل ز بوستان، چه کند
  8. شمارهٔ ۲۴۸ قدر بی عقلی نمی دانند طفلان، حیف حیف
  9. شمارهٔ ۲۴۹ دمیده دانه ما از زمین تلخ
  10. شمارهٔ ۲۵۰ نیامدی که مبادا بمیرم از شادی
  11. شمارهٔ ۲۵۱ بی روی تو در بزم چراغ آید و گرید
  12. شمارهٔ ۲۵۲ روز و شب، دربچه مشرق و مغرب باز است
  13. شمارهٔ ۲۵۳ ز ازل، مرشدما خواست که فرزانه شود
  14. شمارهٔ ۲۵۴ بت تراشان غمت گشتند چون فارغ ز کار
  15. شمارهٔ ۲۵۵ خضر اگر در دشت قسمت، همنشین با من شود
  16. شمارهٔ ۲۵۶ آه غم، داغ کهن را به دلم تازه نمود
  17. شمارهٔ ۲۵۷ گر چنین از گل روی تو، صفا ریز کند
  18. شمارهٔ ۲۵۸ نهم لب بر لبت چون در سر مستی،مکن عیبم
  19. شمارهٔ ۲۵۹ دل برون آرم ازان سینه که غم نشناسد
  20. شمارهٔ ۲۶۰ امشب از فرقت او زنده نمی ماند شمع
  21. شمارهٔ ۲۶۱ فکر آن زلف مکن تا خم و تابت نبرد
  22. شمارهٔ ۲۶۲ کس اگر بگذرد از گفتن شعر
  23. شمارهٔ ۲۶۳ لفظ پاکیزه به دستم ز صفای تو رسد
  24. شمارهٔ ۲۶۴ چشمم که بود از اثر دود دل، سیاه
  25. شمارهٔ ۲۶۵ ز مژگان، چشم مخمورت شبیه است
  26. شمارهٔ ۲۶۶ افسرده دلم، کو دم گرمی که ز فیضش
  27. شمارهٔ ۲۶۷ ما مصیبت زدگان را چه تواضع به ازین
  28. شمارهٔ ۲۶۸ بی گل عارض تو مرغ چمن
  29. شمارهٔ ۲۶۹ ز مردی گر به نامردان شوی غالب، مشو غره
  30. شمارهٔ ۲۷۰ جانا ز بی حجابی آیینه باک نیست
  31. شمارهٔ ۲۷۱ گل به غارت می رود،کو بلبلی کآید به باغ
  32. شمارهٔ ۲۷۲ من خمارآلود و ساقی گرم استغنای حسن
  33. شمارهٔ ۲۷۳ چه غم کودکان را زاندوه مادر؟
  34. شمارهٔ ۲۷۴ گفتی که نعش ما را، کس پیش و پس نباشد
  35. شمارهٔ ۲۷۵ شادی بی غم مجوی، زان که طرب ساز دهر
  36. شمارهٔ ۲۷۶ نگاهم بر رخش خار به گل پیوسته را ماند
  37. شمارهٔ ۲۷۷ از خرامش سبزه گلبرگ نهال اندام شد
  38. شمارهٔ ۲۷۸ نچسبید بر دامنت طفل اشکم
  39. شمارهٔ ۲۷۹ بجز صبر کز نام او تلخ شد لب
  40. شمارهٔ ۲۸۰ دسته دسته بی سبب اشکم به دامن می رود
  41. شمارهٔ ۲۸۱ زان گل نشان نداد، صبا را چه می شود
  42. شمارهٔ ۲۸۲ خسرو بی رحم را بنگر که با اظهار عدل
  43. شمارهٔ ۲۸۳ خواستم بی تو کنم بر گل خورشید نگاه
  44. شمارهٔ ۲۸۴ به دور میکده باید شراب چندان ریخت
  45. شمارهٔ ۲۸۵ ساز و برگ زندگی، غیر از شراب ناب نیست
  46. شمارهٔ ۲۸۶ هرکس به رخت نظر ندارد
  47. شمارهٔ ۲۸۷ کارم ز نارسیدن کشتی به جان رسید
  48. شمارهٔ ۲۸۸ امشب ز نغمه سنجان، دمساز ما کسی نیست
  49. شمارهٔ ۲۸۹ دیگران از فیض، مردم را به خود سازند رام
  50. شمارهٔ ۲۹۰ ز نهال قسمت ما، گل عیش چون زند سر؟
  51. شمارهٔ ۲۹۱ خواهم غزلی را که به محبوب توان خواند
  52. شمارهٔ ۲۹۲ مرا قسمت به راهی گشت رهبر
  53. شمارهٔ ۲۹۳ رسید موسم گل، باده در پیاله کنید
  54. شمارهٔ ۲۹۴ نه جوی باغ می داند دلم، نه جدول بستان
  55. شمارهٔ ۲۹۵ گر ز دنیا بکشی پای، چنان دور بکش
  56. شمارهٔ ۲۹۶ به زلفت شانه گر محرم نمی شد
  57. شمارهٔ ۲۹۷ صد جامه پوشد از شرم، سرو خجسته قامت
  58. شمارهٔ ۲۹۸ ای مسیح وقت، تدبیری که آن خورشید را
  59. شمارهٔ ۲۹۹ ثبات خانه تن را حباب می داند
  60. شمارهٔ ۳۰۰ چو خیزد گردباد از خاک ما در دشت محرومی

متن اشعار به نقل از گنجور.