پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی

طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

۷۶۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ دیدم به جانبش، ز حیا روی خود گرفت
  2. شمارهٔ ۱۸۲ نیست از دست نکویانم زبان و دل یکی
  3. شمارهٔ ۱۸۳ از من بیمار حسرت، برگ آسایش مجوی
  4. شمارهٔ ۱۸۴ روز حساب را شب زلفت علامت است
  5. شمارهٔ ۱۸۵ غزل عاشقانه باید گفت
  6. شمارهٔ ۱۸۶ گفت می آیم گرت جان بر لب آید ز انتظار
  7. شمارهٔ ۱۸۷ چین پیشانی ارباب غم از شادی ماست
  8. شمارهٔ ۱۸۸ زلف تو، موج بحر پریشانی من است
  9. شمارهٔ ۱۸۹ طغرا در آخر غزل آورد مطلعی
  10. شمارهٔ ۱۹۰ از وعده وصل تو وفا را خبری نیست
  11. شمارهٔ ۱۹۱ بر گوش زد نسیمم، صوتی که نیشکر داشت
  12. شمارهٔ ۱۹۲ لکه ابری که فیضی داشت، دود شمع بود
  13. شمارهٔ ۱۹۳ بی فرات کرشمه ات در باغ
  14. شمارهٔ ۱۹۴ مجموعه تپش، دل محنت سرشت ماست
  15. شمارهٔ ۱۹۵ اگر شراب کمی کرد، غم مخور ساقی
  16. شمارهٔ ۱۹۶ چون نقاب از رخ گشایی، دیده گریان بهتر است
  17. شمارهٔ ۱۹۷ جلوه شاهد خلوتکده طور اینجاست
  18. شمارهٔ ۱۹۸ مگو که آینه بیداری ابد دارد
  19. شمارهٔ ۱۹۹ تا نیابد دست بر ما لشکر خونخوار غم
  20. شمارهٔ ۲۰۰ رویت ز عرق همچو گل تازه در آب است
  21. شمارهٔ ۲۰۱ شمع دیدار نمایان شد و پروانه نیافت
  22. شمارهٔ ۲۰۲ پیرهن بس که خوش اندام شد از بوی تنت
  23. شمارهٔ ۲۰۳ طفل اشکم ز شورچشمی خلق
  24. شمارهٔ ۲۰۴ فرصت صد بوسه در کف داشت، وز اقبال ما
  25. شمارهٔ ۲۰۵ زلف با قامت او، تا به کمر همراه است
  26. شمارهٔ ۲۰۶ خویش را تا جمع کردم بهر گلگشت رخت
  27. شمارهٔ ۲۰۷ آسوده دلی بر من بیتاب حرام است
  28. شمارهٔ ۲۰۸ ما چو مینای شرابیم و فلک همچو قدح
  29. شمارهٔ ۲۰۹ تخم اشک از کف بنه ای دل که مانند سحاب
  30. شمارهٔ ۲۱۰ سایه گرد تیغ بیدم،طالع بسمل کجاست
  31. شمارهٔ ۲۱۱ دلم ز قید پریدن همیشه آزاد است
  32. شمارهٔ ۲۱۲ از تبسم لب ببند ای غنچه، حال گل ببین
  33. شمارهٔ ۲۱۳ بس که فرهاد تلخکامی دید
  34. شمارهٔ ۲۱۴ ز جوش اشک به مینا هزار طعن زدیم
  35. شمارهٔ ۲۱۵ روزم از بی مهری گردون، شب تاریک شد
  36. شمارهٔ ۲۱۶ شبی که جام می وصل درمیان آید
  37. شمارهٔ ۲۱۷ در مخالفزار هند از یاد ایران فارغم
  38. شمارهٔ ۲۱۸ دوست چون از گل بیداد تو دشمن نشود؟
  39. شمارهٔ ۲۱۹ از مقام ریشه و پیوند می باید گریخت
  40. شمارهٔ ۲۲۰ فروغ گوش گل از آتشین نوای من است
  41. شمارهٔ ۲۲۱ مستم گرفت شحنه، مخور غم که چون گرفت
  42. شمارهٔ ۲۲۲ سیاره طالع اسیران
  43. شمارهٔ ۲۲۳ چون نگرید شیشه از کمر عمری همصحبتان؟
  44. شمارهٔ ۲۲۴ صبا چو بگذرد از ما، ز داغ گل بیز است
  45. شمارهٔ ۲۲۵ بر کوه غمت بانگ زدم، بانگ به من زد
  46. شمارهٔ ۲۲۶ بر لباس فاخر بی اعتبار خسروان
  47. شمارهٔ ۲۲۷ چه سان به نامه عاشق سرش فرود آید
  48. شمارهٔ ۲۲۸ ماندم از بس که به غربت، وطن از یادم رفت
  49. شمارهٔ ۲۲۹ چون به آب رود چشمم سبز گردد گلبنی
  50. شمارهٔ ۲۳۰ دهد گردون عوض یک دسته خارم
  51. شمارهٔ ۲۳۱ مخمور مانده ایم و امید شراب نیست
  52. شمارهٔ ۲۳۲ نوبر سبزه شادی نکند تا به ابد
  53. شمارهٔ ۲۳۳ چون نقش قدم، غیر زمین، بستر ما نیست
  54. شمارهٔ ۲۳۴ همچو نرگس، مدت عمرم به بیماری گذشت
  55. شمارهٔ ۲۳۵ میزبانی نیست غیر از ما در ایوان خیال
  56. شمارهٔ ۲۳۶ به سان مهره شطرنج، از متاع جهان
  57. شمارهٔ ۲۳۷ هما ز سایه دهد گرچه دولتی به شهان
  58. شمارهٔ ۲۳۸ سفید گشت سرم از شکوفه پیری
  59. شمارهٔ ۲۳۹ مو به مو حال دلم را زلف او با شانه گفت
  60. شمارهٔ ۲۴۰ پیغمبریم و ملت ما غم کشیدن است

متن اشعار به نقل از گنجور.