پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۲۰۹

تخم اشک از کف بنه ای دل که مانند سحاب

تا بپاشی تخم، می باید ز هم پاشید و رفت

چون قدح کآید بر مینا، شب آمد پیش من

گریه کردم از برای ماندنش، خندید و رفت

بس که خاک این چمن سرگشتگی می آورد

آب را از چشمه باید راه جو پرسید و رفت

کوچه تابوت اگر آمد درین راهت به پیش

تا به منزل می توانی سایه وش خوابید و رفت

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۱دلم ز قید پریدن همیشه آزاد است
  2. شمارهٔ ۲۱۲از تبسم لب ببند ای غنچه، حال گل ببین
  3. شمارهٔ ۲۱۳بس که فرهاد تلخکامی دید
  4. شمارهٔ ۲۱۴ز جوش اشک به مینا هزار طعن زدیم
  5. شمارهٔ ۲۱۵روزم از بی مهری گردون، شب تاریک شد
  6. شمارهٔ ۲۱۶شبی که جام می وصل درمیان آید
  7. شمارهٔ ۲۱۷در مخالفزار هند از یاد ایران فارغم
  8. شمارهٔ ۲۱۸دوست چون از گل بیداد تو دشمن نشود؟
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.