پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی

طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

۷۶۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ موج را گشت صبا سلسله جنبان در آب
  2. شمارهٔ ۱۲۲ یک دوست در ایران نماند از بهر این غربت زده
  3. شمارهٔ ۱۲۳ تا نشستن، ده خطر گل می کند در میکده
  4. شمارهٔ ۱۲۴ هرگز ندیده سایه جانانه آفتاب
  5. شمارهٔ ۱۲۵ بر یاد رخش چون رود از دیده من آب
  6. شمارهٔ ۱۲۶ غم از دل می برد آواز مطرب
  7. شمارهٔ ۱۲۷ امشب من و چشم قدح و دیدن مهتاب
  8. شمارهٔ ۱۲۸ وقت ساغر زدن، به فتوی ما
  9. شمارهٔ ۱۲۹ تعبیه کرده ست چرخ، در دل من اضطراب
  10. شمارهٔ ۱۳۰ غیر افسردگی از زینت دنیا مطلب
  11. شمارهٔ ۱۳۱ ناله ها در بحر و بر دارد غریب
  12. شمارهٔ ۱۳۲ دارم از سرچشمه، رو در دشت حیرانی چو آب
  13. شمارهٔ ۱۳۳ پر شده پیمانه ام، ظرف ندارد اجل
  14. شمارهٔ ۱۳۴ قدم بیرون منه از عالم آب
  15. شمارهٔ ۱۳۵ ای شب زلف تو روشنتر ز موی آفتاب
  16. شمارهٔ ۱۳۶ لبریز جدایی کندش ساقی دوران
  17. شمارهٔ ۱۳۷ همچو شبنم با گل و سوسن مخواب
  18. شمارهٔ ۱۳۸ من و آن سرو که در جلوه گهش می بارد
  19. شمارهٔ ۱۳۹ نمی سازد به طبع من شراب عافیت هرگز
  20. شمارهٔ ۱۴۰ چو طفل غنچه اگر می خورد سبوی شراب
  21. شمارهٔ ۱۴۱ مرگ، مفلس را ز عمر جاودانی بهتراست
  22. شمارهٔ ۱۴۲ لب تر نکنم ز آب خضر تا می ناب است
  23. شمارهٔ ۱۴۳ گل ندارد تاب دست انداز باد مهرگان
  24. شمارهٔ ۱۴۴ سرتاسر دهر، جز خدا کیست
  25. شمارهٔ ۱۴۵ سهل باشد همت ساقی، گر از مینا گذشت
  26. شمارهٔ ۱۴۶ چو گردباد، دلم رهنمای خود نشناخت
  27. شمارهٔ ۱۴۷ هر دل که ازان نگار خالی ست
  28. شمارهٔ ۱۴۸ هر گل این بوستان، روی نگاری بوده است
  29. شمارهٔ ۱۴۹ ره به درمان ندهم، راهنما آگاه است
  30. شمارهٔ ۱۵۰ ساقی دوران عبث چیده ست نه مینا قطار
  31. شمارهٔ ۱۵۱ مشو مهمان من، ای مرغ روزی خوار آزادی
  32. شمارهٔ ۱۵۲ ارغنون کهنه شد و چنگ و رباب از هم ریخت
  33. شمارهٔ ۱۵۳ شادمانی با دلم بیگانه و غم دشمن است
  34. شمارهٔ ۱۵۴ مفلس کوچه عشقیم، کریم اینجا کیست
  35. شمارهٔ ۱۵۵ کسی فارغ از کار دنیا نشست
  36. شمارهٔ ۱۵۶ چو مژگان جز به قصد دیدن غیر
  37. شمارهٔ ۱۵۷ بیا که بی سرزلف تو موج باده ناب
  38. شمارهٔ ۱۵۸ ساغر می در کف او، رنگ و بوی گل گرفت
  39. شمارهٔ ۱۵۹ پرواز شوق دارم، تا در تنم شراب است
  40. شمارهٔ ۱۶۰ خاطر از محصول کشت ناامیدی جمع شد
  41. شمارهٔ ۱۶۱ ای گل، همه تن لب شده در وصف بهاری
  42. شمارهٔ ۱۶۲ چون نریزد غم شراب تلخکامی در قدح؟
  43. شمارهٔ ۱۶۳ رنگم از چهره به ذوق لب بام تو پرید
  44. شمارهٔ ۱۶۴ آخر شدن حسن بتان، اول داغ است
  45. شمارهٔ ۱۶۵ ای حسن تو سرچشمه غوغای قیامت
  46. شمارهٔ ۱۶۶ به مردم قرض دادن بینوایی ست
  47. شمارهٔ ۱۶۷ چو طبع داد خدا، گومده به ما فرزند
  48. شمارهٔ ۱۶۸ اشک، گستاخانه با این چشم خون پالا نشست
  49. شمارهٔ ۱۶۹ بس که از بارش اشکم در و دیوار نماند
  50. شمارهٔ ۱۷۰ بی زلف سیه، دلبری از خال نیاید
  51. شمارهٔ ۱۷۱ گشت عمر بخت ما، در رنگ مخمل، صرف خواب
  52. شمارهٔ ۱۷۲ ما تشنگان ز شیشه می آب می خوریم
  53. شمارهٔ ۱۷۳ چه سان خود را ز عشقت باز دارم؟
  54. شمارهٔ ۱۷۴ دنیا و آخرت چو ترازو فتاده است
  55. شمارهٔ ۱۷۵ ما چو موج انگشت رد بر جام دریا می نهیم
  56. شمارهٔ ۱۷۶ فتاد بقعه تقوی، شرابخانه سلامت
  57. شمارهٔ ۱۷۷ خواهی به دیر زمزمه کن،خواه در حرم
  58. شمارهٔ ۱۷۸ بوسه در آغوش ازان خودکام نتوانم گرفت
  59. شمارهٔ ۱۷۹ غنچه خواب آلود می گردد به دنبال قدح
  60. شمارهٔ ۱۸۰ امشب قدح از شراب خالی ست

متن اشعار به نقل از گنجور.