پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

هر گل این بوستان، روی نگاری بوده است

هر پریشان سنبل او، زلف یاری بوده است

لاله کز بویش دل زاهد به مستی می کشد

زان بود میگون،که چشم پرخماری بوده است

جوی آبی را که می بینی به پیش سرو و گل

مهوشان بزم را آیینه داری بوده است

مرغ حقگو چون نبیند خون خود را ریخته؟

هر درختی، عارفان را چوب داری بوده است

این زمان گر همچو طغرا نیست یک بلبل، چه شد

پیش ازین، صد همچو او در هر بهاری بوده است

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰ساقی دوران عبث چیده ست نه مینا قطار
  2. شمارهٔ ۱۵۱مشو مهمان من، ای مرغ روزی خوار آزادی
  3. شمارهٔ ۱۵۲ارغنون کهنه شد و چنگ و رباب از هم ریخت
  4. شمارهٔ ۱۵۳شادمانی با دلم بیگانه و غم دشمن است
  5. شمارهٔ ۱۵۴مفلس کوچه عشقیم، کریم اینجا کیست
  6. شمارهٔ ۱۵۵کسی فارغ از کار دنیا نشست
  7. شمارهٔ ۱۵۶چو مژگان جز به قصد دیدن غیر
  8. شمارهٔ ۱۵۷بیا که بی سرزلف تو موج باده ناب
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.