پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

لب تر نکنم ز آب خضر تا می ناب است

چون شیشه، مرا خانه تن وقف شراب است

بی گل، نفسی بلبل ما زنده نماند

در فصل خزان، زنده به امید گلاب است

آیینه که هرگز نگذارد مژه برهم

بی دیدن رخسار تو سرچشمه خواب است

ما را ز جفای ره امید برآورد

خضری که درین بادیه دیدیم، سراب است

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴سرتاسر دهر، جز خدا کیست
  2. شمارهٔ ۱۴۵سهل باشد همت ساقی، گر از مینا گذشت
  3. شمارهٔ ۱۴۶چو گردباد، دلم رهنمای خود نشناخت
  4. شمارهٔ ۱۴۷هر دل که ازان نگار خالی ست
  5. شمارهٔ ۱۴۸هر گل این بوستان، روی نگاری بوده است
  6. شمارهٔ ۱۴۹ره به درمان ندهم، راهنما آگاه است
  7. شمارهٔ ۱۵۰ساقی دوران عبث چیده ست نه مینا قطار
  8. شمارهٔ ۱۵۱مشو مهمان من، ای مرغ روزی خوار آزادی
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.