پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

بوسه در آغوش ازان خودکام نتوانم گرفت

صید خود را درمیان دام نتوانم گرفت

بس که بی آرام گشتم از رمیدنهای او

رام چون گردد به من، آرام نتوانم گرفت

گر چنین خواهم به دام برگ ریز هجر ماند

از کف قاصد، گل پیغام نتوانم گرفت

چند بر ساقی کند شوقم گرفت بیش و کم؟

مستیی خواهم که دیگر جام نتوانم گرفت

بس که دورم همچو مغرب زان بت مشرق جبین

صبح اگر ساغر دهد، تا شام نتوانم گرفت

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰امشب قدح از شراب خالی ست
  2. شمارهٔ ۱۸۱دیدم به جانبش، ز حیا روی خود گرفت
  3. شمارهٔ ۱۸۲نیست از دست نکویانم زبان و دل یکی
  4. شمارهٔ ۱۸۳از من بیمار حسرت، برگ آسایش مجوی
  5. شمارهٔ ۱۸۴روز حساب را شب زلفت علامت است
  6. شمارهٔ ۱۸۵غزل عاشقانه باید گفت
  7. شمارهٔ ۱۸۶گفت می آیم گرت جان بر لب آید ز انتظار
  8. شمارهٔ ۱۸۷چین پیشانی ارباب غم از شادی ماست
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.