پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

زلف با قامت او، تا به کمر همراه است

هر کجا روز بلند است، شبش کوتاه است

بی وصیت دلم از خود نرود شام فراق

این چراغی ست که از رفتن خود آگاه است

من دیوانه چه سان بگذرم از وادی عشق

جاده چون کوچه زنجیر، سراسر چاه است

گل زخمی که ز پیکان غمت در دل ماند

همچو نقش قدم خضر، زیارتگاه است

گر به گوشت نرسد ناله طغرا چه عجب

بس که از عشق زبون گشته، فغانش آه است

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷آسوده دلی بر من بیتاب حرام است
  2. شمارهٔ ۲۰۸ما چو مینای شرابیم و فلک همچو قدح
  3. شمارهٔ ۲۰۹تخم اشک از کف بنه ای دل که مانند سحاب
  4. شمارهٔ ۲۱۰سایه گرد تیغ بیدم،طالع بسمل کجاست
  5. شمارهٔ ۲۱۱دلم ز قید پریدن همیشه آزاد است
  6. شمارهٔ ۲۱۲از تبسم لب ببند ای غنچه، حال گل ببین
  7. شمارهٔ ۲۱۳بس که فرهاد تلخکامی دید
  8. شمارهٔ ۲۱۴ز جوش اشک به مینا هزار طعن زدیم
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.