پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

آسوده دلی بر من بیتاب حرام است

بر روز سیاهم شب مهتاب حرام است

پروانه شب از بستر آرام گریزد

تا شمع نیاسوده، برو خواب حرام است

من همچو سبو، دست گرفتم به در گوش

آن روز که گفتند می ناب حرام است

کام طلب از چشمه و جو تر نتوان کرد

تا لب به محیطی نرسد، آب حرام است

ما تهمت آرام، به دشمن نپسندیم

در ملت ما، کشتن سیماب حرام است

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹تخم اشک از کف بنه ای دل که مانند سحاب
  2. شمارهٔ ۲۱۰سایه گرد تیغ بیدم،طالع بسمل کجاست
  3. شمارهٔ ۲۱۱دلم ز قید پریدن همیشه آزاد است
  4. شمارهٔ ۲۱۲از تبسم لب ببند ای غنچه، حال گل ببین
  5. شمارهٔ ۲۱۳بس که فرهاد تلخکامی دید
  6. شمارهٔ ۲۱۴ز جوش اشک به مینا هزار طعن زدیم
  7. شمارهٔ ۲۱۵روزم از بی مهری گردون، شب تاریک شد
  8. شمارهٔ ۲۱۶شبی که جام می وصل درمیان آید
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.