پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

از مقام ریشه و پیوند می باید گریخت

چون صدای نی ز چندین بند می باید گریخت

خویشها دارند چون زنبور، دایم نیشها

خویش را خواهی، ز خویشاوند می باید گریخت

گر نداری ای چمن، تاب سواران خزان

تا به آن جایی که می تازند، می باید گریخت

ما غریبان را زنی چون دختر رز لایق است

از زنی کورا شود فرزند، می بایدگریخت

تا به کی طغرا به غارت می دهی مضمون نو؟

زین کهن دزدان معنی بند می باید گریخت

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱مستم گرفت شحنه، مخور غم که چون گرفت
  2. شمارهٔ ۲۲۲سیاره طالع اسیران
  3. شمارهٔ ۲۲۳چون نگرید شیشه از کمر عمری همصحبتان؟
  4. شمارهٔ ۲۲۴صبا چو بگذرد از ما، ز داغ گل بیز است
  5. شمارهٔ ۲۲۵بر کوه غمت بانگ زدم، بانگ به من زد
  6. شمارهٔ ۲۲۶بر لباس فاخر بی اعتبار خسروان
  7. شمارهٔ ۲۲۷چه سان به نامه عاشق سرش فرود آید
  8. شمارهٔ ۲۲۸ماندم از بس که به غربت، وطن از یادم رفت
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.