پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۲۳۹

مو به مو حال دلم را زلف او با شانه گفت

سوختم کز آشنا حرفی به آن بیگانه گفت

بود چون آگه به رنگ شیخ جام از راز دل

آنچه مینا داشت در خاطر، لب پیمانه گفت

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۱پایش ز حنابندی شب چون پر زاغ است
  2. شمارهٔ ۲۴۲اگر زمانه بنای ستم کند، چه علاج
  3. شمارهٔ ۲۴۳فرق حرم و دیر ببین، کآمده هر سال
  4. شمارهٔ ۲۴۴چگونه حسن نباشد به بوالهوس محتاج
  5. شمارهٔ ۲۴۵جز تیغ او که برسرم آمد، ز پا گذشت
  6. شمارهٔ ۲۴۶از پنجره های مژه مهتاب درآید
  7. شمارهٔ ۲۴۷اگر برون نرود گل ز بوستان، چه کند
  8. شمارهٔ ۲۴۸قدر بی عقلی نمی دانند طفلان، حیف حیف
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.