پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۲۸۱

زان گل نشان نداد، صبا را چه می شود

سرگشته ایم، راهنما را چه می شود

ما در گشودن مژه خویش عاجزیم

خود واکنی تو بند قبا را چه می شود

دیوانه ایم و نوبر سنگی نمی کنیم

طفلان این دیار، شما را چه می شود!

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۳خواستم بی تو کنم بر گل خورشید نگاه
  2. شمارهٔ ۲۸۴به دور میکده باید شراب چندان ریخت
  3. شمارهٔ ۲۸۵ساز و برگ زندگی، غیر از شراب ناب نیست
  4. شمارهٔ ۲۸۶هرکس به رخت نظر ندارد
  5. شمارهٔ ۲۸۷کارم ز نارسیدن کشتی به جان رسید
  6. شمارهٔ ۲۸۸امشب ز نغمه سنجان، دمساز ما کسی نیست
  7. شمارهٔ ۲۸۹دیگران از فیض، مردم را به خود سازند رام
  8. شمارهٔ ۲۹۰ز نهال قسمت ما، گل عیش چون زند سر؟
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.