پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸

درین چمن، گل امسال همچو پار نبود

به جای غنچه شاداب، غیر خار نبود

صنوبر از همه سو آفتاب گز می کرد

ز برگ ریز خزان سایه با چنار نبود

پیاده، رو به عدم داشت فوج تاج خروس

بر اسب چوبی صد شاخ، یک سوار نبود

در آن مقام که رودش سرود مطرب داشت

امید زمزمه در چنگ جویبار نبود

چو گل، فروخته شد طفل مردمان از قحط

امید رزق، کسی را ز کردگار نبود

ز قحط سالی کشمیر گشت طغرا، خشک

مگو که از چه کلام تو آبدار نبود

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۰آغوش نظر تنگ است، آن یار نمی گنجد
  2. شمارهٔ ۳۶۱زلفی که بر زبان و دل شانه بگذرد
  3. شمارهٔ ۳۶۲بس که خیال آن پری، مایه دردسر شود
  4. شمارهٔ ۳۶۳بدین سان رخ ز من گر آن گل بدخو بگرداند
  5. شمارهٔ ۳۶۴ز شور جلوه گاهش می توان یافت
  6. شمارهٔ ۳۶۵در ازل نگشود چشمم تا غمش پیدا نشد
  7. شمارهٔ ۳۶۶گفتگوی گلشن رویش دهان را تازه کرد
  8. شمارهٔ ۳۶۷مرا به نسبت آدم، زمانه خوار کند
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.