پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۳۹۳

نکنم باور ازان سست وفا، عهد وصال

دست بر مصحف اگر بهر قسم بگذارد

من و اندیشه آن سرو که در باغ خرام

فتنه می روید از آنجا که قدم بگذارد

راه اسلام غلط نیست، ز پیمودن کفر

باز می گردم اگر شرم صنم بگذارد

حالیا کآتش ایجاد به ما زد، چه کرم؟

کرم آن بود که ما را به عدم بگذارد

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۵در بزمگاه وصل چو نوبت به ما رسد
  2. شمارهٔ ۳۹۶خاک غربت شود اندوه وطن را درمان
  3. شمارهٔ ۳۹۷پای تا سر چون جرس گوشم، ولی زین کاروان
  4. شمارهٔ ۳۹۸دندان ستم بر همه تیز است فلک را
  5. شمارهٔ ۳۹۹نخندد چون دلم بر شانه، کز راه تهیدستی
  6. شمارهٔ ۴۰۰بی توام در سیر گل، تن با خزان همدرد شد
  7. شمارهٔ ۴۰۱یکقلم از من نیاید رو سفیدی در وجود
  8. شمارهٔ ۴۰۲هر کجا من پیاده می گردم
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.