پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۳۹۰

دل داده ام به یار، ببینم چه می شود

بستم به شعله خار، ببینم چه می شود

شور جنون زیاده شد از موسم خزان

در فصل نوبهار ببینم چه می شود

سر رشته امید، برون رفته از کفم

درهم شده ست کار، ببینم چه می شود

جان را بغل بغل هوس داغ چیدن است

رفتم به لاله زار، ببینم چه می شود

گفتا قرار مرگ بده در جفای عشق

مردم ازین قرار، ببینم چه می شود

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۲با رنگ نوبهاری، چون در خزان برآیی
  2. شمارهٔ ۳۹۳نکنم باور ازان سست وفا، عهد وصال
  3. شمارهٔ ۳۹۴عشوه بیرون نمی رود ز تنش
  4. شمارهٔ ۳۹۵در بزمگاه وصل چو نوبت به ما رسد
  5. شمارهٔ ۳۹۶خاک غربت شود اندوه وطن را درمان
  6. شمارهٔ ۳۹۷پای تا سر چون جرس گوشم، ولی زین کاروان
  7. شمارهٔ ۳۹۸دندان ستم بر همه تیز است فلک را
  8. شمارهٔ ۳۹۹نخندد چون دلم بر شانه، کز راه تهیدستی
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.