پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۳۸۲

این یک دم نابود، چه باشد چه نباشد

با آتش ما دود، چه باشد چه نباشد

فلک بی جور خلق از شیوه رفتار می ماند

درشتی گر نباشد، آسیا از کار می ماند

کشد چون آفتاب از کوی آن مه پا به ناچاری

نگاهش همچو کاه زرد بر دیوار می ماند

در آهنگ ندامت، طرز خاموشی نمی دانم

لبم گر خاک گردد، بانگ استغفار می ماند

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۴اشکم نمی کشد پای، از راه کوچه گردی
  2. شمارهٔ ۳۸۵شانه روشن کرد چشمم را و زلفش تیره ساخت
  3. شمارهٔ ۳۸۶سرزلف ترا تا دید دل، از پای می افتد
  4. شمارهٔ ۳۸۷از عقده های زلف بتان شانه نگذرد
  5. شمارهٔ ۳۸۸تبسم از لب آن تندخو نمی آید
  6. شمارهٔ ۳۸۹عمرم همه صرف گلرخان شد
  7. شمارهٔ ۳۹۰دل داده ام به یار، ببینم چه می شود
  8. شمارهٔ ۳۹۱با روی تو خورشید جهانگرد چه باشد
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.