پرش به محتوای اصلی
طغرای مشهدی طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

شمارهٔ ۴۳۴

پاکرو در خاک هندستان، همین آب است و بس

سبحه گردانی که دارد، چرخ دولاب است و بس

دل بکن از خود، که در بزم جگرخواران هند

ناخنی کز خون نگردد سرخ، مضراب است و بس

هرکه آمد، از هجوم تیره روزی برنگشت

زین شبستان آنکه برگردیده، مهتاب است و بس

هیچ کس در بزم این تردامنان خونگرم نیست

گرمخونی گر به چنگ آید، می ناب است و بس

طالع شهر زنان دارد نگارستان هند

هست هرچیزش فراوان، مرد کمیاب است و بس

گشت رطب و یابسش در چشم طغرا بی مزه

در نظر چیزی که شیرین آیدش، خواب است و بس

عالم خاکی، چه هندستان، چه ایران، پرغم است

عالمی که غم ندارد،عالم آب است و بس

ادامه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۶این که می ترسی ز مستی، عقل نیست
  2. شمارهٔ ۴۳۷سرنوشتی غیر بی برگی ندارد نخل ما
  3. شمارهٔ ۴۳۸در سرابستان گیتی چون شراب زرد باش
  4. شمارهٔ ۴۳۹نام مستوری آن چشم سیه کار مبر
  5. شمارهٔ ۴۴۰انگیخت شراب از رخ زیبای تو آتش
  6. شمارهٔ ۴۴۱کسی کو را نباشد طاقت یک میل ره رفتن
  7. شمارهٔ ۴۴۲ای دل مزن گام هوس، چون نیست یک مو دسترس
  8. شمارهٔ ۴۴۳از کف رغبت نداد، ساغر آیینه را
همه‌ی ابیات برگزیده از غزلیات ←

طغرای مشهدی درباره‌ی طغرای مشهدی

طغرای مشهدی (درگذشته در سال ۱۰۷۸ ق) شاعر، نویسنده، سخن‌سرا و از مترسلان برجستهٔ سبک هندی است که در سدهٔ یازدهم هجری می‌زیسته است. طغرا در مشهد زاده شد و در همانجا به تحصیل ادب پرداخت. در اواخر دوران جهانگیر گورکانی (حکومت: ۱۰۱۴–۱۰۳۷ قمری) به هند رفت. پس از مدتی، به‌عنوان منشی شاهزاده مرادبخش پسر شاه جهان (متوفی ۱۰۷۰ ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.