فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۳۳۶۱ سیل را در نظر آور که به ویرانه چه کرد
- غزل شمارهٔ ۳۳۶۲ سیر حسن خود اگر در دل ما خواهی کرد
- غزل شمارهٔ ۳۳۶۳ آن که منع من مخمور ز صهبا میکرد
- غزل شمارهٔ ۳۳۶۴ از دو عالم دل اگر رو به سویدا میکرد
- غزل شمارهٔ ۳۳۶۵ بیتو گر شاخ گلی دیده تماشا میکرد
- غزل شمارهٔ ۳۳۶۶ حسن آن روز که آیینه مصفا میکرد
- غزل شمارهٔ ۳۳۶۷ در چمن جلوهگر آن قامت رعنا میکرد
- غزل شمارهٔ ۳۳۶۸ خضر اگر چاشنی تیغ شهادت می کرد
- غزل شمارهٔ ۳۳۶۹ از خموشی دل روشن گهران آب خورد
- غزل شمارهٔ ۳۳۷۰ چند دل خون خود از دوری احباب خورد؟
- غزل شمارهٔ ۳۳۷۱ اوست عاقل که درین غمکده صهبا نخورد
- غزل شمارهٔ ۳۳۷۲ جان ما تاب زهر زلف پریشان نخورد
- غزل شمارهٔ ۳۳۷۳ شعله شوق اگر در دل خارا گیرد
- غزل شمارهٔ ۳۳۷۴ زاهد خشک ز میخانه چه لذت گیرد؟
- غزل شمارهٔ ۳۳۷۵ هر که در وقت جوانی ره طاعت گیرد
- غزل شمارهٔ ۳۳۷۶ اگر آن غنچه دهن مهر ز لب برگیرد
- غزل شمارهٔ ۳۳۷۷ چه تمتع ز لبش دیده حیران گیرد؟
- غزل شمارهٔ ۳۳۷۸ کیست دست من آزاده ز یاران گیرد؟
- غزل شمارهٔ ۳۳۷۹ تا دلی از کف ارباب وفا می گیرد
- غزل شمارهٔ ۳۳۸۰ شد فنا هر که سر از تیغ شهادت وا زد
- غزل شمارهٔ ۳۳۸۱ قدم از صدق درین مرحله می باید زد
- غزل شمارهٔ ۳۳۸۲ عشق اول به دل سوخته آدم زد
- غزل شمارهٔ ۳۳۸۳ قطره آن کس که پی آب به ظلمت می زد
- غزل شمارهٔ ۳۳۸۴ هرکه در دامن ارباب نظر دست نزد
- غزل شمارهٔ ۳۳۸۵ آن کسی چشم و چراغ است نظر بازان را
- غزل شمارهٔ ۳۳۸۶ نیست ممکن دل آشفته به سر پردازد
- غزل شمارهٔ ۳۳۸۷ عاشق محو به دلدار نمی پردازد
- غزل شمارهٔ ۳۳۸۸ گوهر عکس لبش گر به شراب اندازد
- غزل شمارهٔ ۳۳۸۹ باد اگر پرده ز رخساره یار اندازد
- غزل شمارهٔ ۳۳۹۰ بر ز نخدان تو هرکس که نگاه اندازد
- غزل شمارهٔ ۳۳۹۱ اشک را دیده من گوهر غلطان سازد
- غزل شمارهٔ ۳۳۹۲ زهر را صبر جوانمرد شکر می سازد
- غزل شمارهٔ ۳۳۹۳ صبر را زمزمه من سفری می سازد
- غزل شمارهٔ ۳۳۹۴ سینه را تیره هوا و هوسی می سازد
- غزل شمارهٔ ۳۳۹۵ چه میان است که دایم چو دل من لرزد
- غزل شمارهٔ ۳۳۹۶ پیر بر زندگی افزون ز جوان می لرزد
- غزل شمارهٔ ۳۳۹۷ در حریمی که گل روی ایاغ افروزد
- غزل شمارهٔ ۳۳۹۸ عشق در سینه خس و خار تمنا سوزد
- غزل شمارهٔ ۳۳۹۹ اشک گرمم جگر وادی محشر سوزد
- غزل شمارهٔ ۳۴۰۰ پایم از گرمی رفتار چنان میسوزد
- غزل شمارهٔ ۳۴۰۱ هر که زشت است همان زشت به عقبی خیزد
- غزل شمارهٔ ۳۴۰۲ دل اگر از سر اخلاص ز جا برخیزد
- غزل شمارهٔ ۳۴۰۳ چون خط از چهره آن ماه لقا برخیزد
- غزل شمارهٔ ۳۴۰۴ در گنه اشک ندامت ز جگر برخیزد
- غزل شمارهٔ ۳۴۰۵ منعم از خواب عدم تیره روان برخیزد
- غزل شمارهٔ ۳۴۰۶ نه ز می خوردن ما شور و شری برخیزد
- غزل شمارهٔ ۳۴۰۷ می توان گرد خط از آینه حسن زدود
- غزل شمارهٔ ۳۴۰۸ گریه ابری است که از دامن دل می خیزد
- غزل شمارهٔ ۳۴۰۹ زنگ غفلت ز دل من نگران میخیزد
- غزل شمارهٔ ۳۴۱۰ من که دارم که گلم بر سر بالین ریزد؟
- غزل شمارهٔ ۳۴۱۱ عشق در پای گلی رنگ وفا میریزد
- غزل شمارهٔ ۳۴۱۲ زین سعادت که ز بال و پر ما میریزد
- غزل شمارهٔ ۳۴۱۳ صبر هرچند به دل رنگ حضر میریزد
- غزل شمارهٔ ۳۴۱۴ محو دیدار تو راحت ز الم نشناسد
- غزل شمارهٔ ۳۴۱۵ چه خیال است به تیغش دل بیتاب رسد؟
- غزل شمارهٔ ۳۴۱۶ تا کیم نوحه به گوش از دل ناشاد رسد؟
- غزل شمارهٔ ۳۴۱۷ کوهکن کیست به گرد من شیدا برسد؟
- غزل شمارهٔ ۳۴۱۸ جذبه شوق اگر از جانب کنعان نرسد
- غزل شمارهٔ ۳۴۱۹ دل به مطلب اگر از راه تپیدن نرسد
- غزل شمارهٔ ۳۴۲۰ چشم عاشق پی جانان به پریدن نرسد
متن اشعار به نقل از گنجور.