پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۱۶

تا کیم نوحه به گوش از دل ناشاد رسد؟

تا نظر باز کنم ناوک بیداد رسد

بر سر هر گره زلف تو لرزم که مباد

دست خشکیده ای از جانب شمشاد رسد

می شود دل نشود مضطرب از آمدنت؟

دست و پا گم نکند صید چو صیاد رسد؟

جگرم تازه نشد از گهرافشانی ابر

مگر این سوخته را برق به فریاد رسد

مور شو مور، که حکمت به سلیمان گذرد

گر به صحرای تو با لشکر ایجاد رسد

نرود کاوش رشک از دل عاشق که هنوز

ناله تیشه به گوش از دل فرهاد رسد

بر سر قسمت تیغ و قلم آید چو قضا

منشی ظلم ترا خامه فولاد رسد

رو به دل بردن صائب چو کند چهره او

از دو جانب سپه زلف به امداد رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۱۸جذبه شوق اگر از جانب کنعان نرسد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۱۹دل به مطلب اگر از راه تپیدن نرسد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۲۰چشم عاشق پی جانان به پریدن نرسد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۲۱بی تب و تاب به مخمور شرابی نرسد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۲۲دل تهی ناشده از خویش به جایی نرسد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۲۳پیش مژگان درازت که هدف خواهد شد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۲۴خط شبرنگ ز روی تو عیان خواهد شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۲۵خارج از پرده آهنگ نمی باید شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.