پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۱۸

جذبه شوق اگر از جانب کنعان نرسد

بوی پیراهن یوسف به گریبان نرسد

کعبه در دامن شبگیر بلند افتاده است

سیل پر زور محال است به عمان نرسد

در مقامی که ضعیفان کمر کین بندند

آه اگر مور به فریاد سلیمان نرسد

منتهی گشت به خط سلسله زلف دراز

نامه شکوه ما نیست به پایان نرسد

تو و چشمی که ز دلها گذرد مژگانش

من و دزدیده نگاهی که به مژگان نرسد

شعله شوق محال است ز پا بنشیند

تا دل تشنه به آن چاه زنخدان نرسد

هر که از دامن او دست مرا کوته کرد

دارم امید که دستش به گریبان نرسد

درد رنگین چو کند روی سخن را صائب

کار اهل سخن آن به که به سامان نرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۲۰چشم عاشق پی جانان به پریدن نرسد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۲۱بی تب و تاب به مخمور شرابی نرسد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۲۲دل تهی ناشده از خویش به جایی نرسد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۲۳پیش مژگان درازت که هدف خواهد شد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۲۴خط شبرنگ ز روی تو عیان خواهد شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۲۵خارج از پرده آهنگ نمی باید شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۲۶هر که ایام خط از سیمبران غافل شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۲۷جگر پاره اگر مایده خوانم شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.