پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۱۹

دل به مطلب اگر از راه تپیدن نرسد

گو مکن سعی که هرگز به دویدن نرسد

بهترین پایه صاحب نظران حیرانی است

دیده هرگز به مقامی ز پریدن نرسد

پای فهمیده در آن سلسله زلف گذار

که در آن کوچه به خورشید دویدن نرسد

از دل پخته مزن لاف که این میوه خام

نرسد تا به لبت جان، به رسیدن نرسد

وحشتی قسمت مجنون من از عشق شده است

که به من هیچ غزالی به رمیدن نرسد

گرچه چون لاله نگونسار بود کاسه من

از دل سوخته خونم به چکیدن نرسد

نرسد زان به تو از چشم بدان آسیبی

کز لطافت گل روی تو به دیدن نرسد

نه چنان رفته ام از خود که دگر بازآیم

دامن رفته ز دستم به کشیدن نرسد

می دود در پی آن چشم دل خام طمع

طفل هرچند به آهو به دویدن نرسد

از لطافت به تماشایی آن سیب ذقن

بجز از دست و لب خویش گزیدن نرسد

آنچنان محو تو شد دیده نظار گیان

که به گلهای چمن نوبت چیدن نرسد

دل سودا زده و حرف شکایت، هیهات

دانه سوخته هرگز به دمیدن نرسد

مهربان گر به یتیمان نشود دایه لطف

هوش اطفال به انگشت مکیدن نرسد

چه کند با دل سنگین طبیبان صائب؟

ناتوانی که فغانش به شنیدن نرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۲۱بی تب و تاب به مخمور شرابی نرسد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۲۲دل تهی ناشده از خویش به جایی نرسد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۲۳پیش مژگان درازت که هدف خواهد شد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۲۴خط شبرنگ ز روی تو عیان خواهد شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۲۵خارج از پرده آهنگ نمی باید شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۲۶هر که ایام خط از سیمبران غافل شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۲۷جگر پاره اگر مایده خوانم شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۲۸لوح محفوظ شد آن دیده که حیران تو شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.