پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۲۴

خط شبرنگ ز روی تو عیان خواهد شد

علم زلف درین گرد نهان خواهد شد

گرچه دست ستم زلف درازست، خطش

چون شب قدر شفیع رمضان خواهد شد

خط زبان بند بتان بود، نمی دانستم

که ترا جوهر شمشیر زبان خواهد شد

گرگ در پیرهن جلوه یوسف دارد

نوبهاری که مبدل به خزان خواهد شد

هر که چون دام گرفتار تهی چشمی گشت

در ته خاک به چشم نگران خواهد شد

شوق خواهد تن افسرده ما را جان کرد

با قفس طایر ما بال فشان خواهد شد

دل چو اطفال مبندید بر این نقش و نگار

کاین بهاری است که یکدست خزان خواهد شد

بحر از موج شود گر لب دریوزه تمام

در نصیب صدف پاک دهان خواهد شد

رهرو صادق و سامان اقامت، هیهات

صبح چون کرد نفس راست، روان خواهد شد

نیست در سایه اقبال هما آرامش

استخوانی که به تیر تو نشان خواهد شد

هست اگر لنگر تسلیم درین بحر ترا

عاقبت موج خطر خط امان خواهد شد

چشم نرگس نشود باز ز مستی، غافل

که سرش در سر این خواب گران خواهد شد

قامت هرکه شود خم ز عبادت صائب

خاتم دست سلیمان زمان خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۲۶هر که ایام خط از سیمبران غافل شد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۲۷جگر پاره اگر مایده خوانم شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۲۸لوح محفوظ شد آن دیده که حیران تو شد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۲۹بیت معمور شد آن خانه که ویران تو شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۳۰اگر آن غمزه خونریز مصور می‌شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۳۱پیر گردیدی و کشت املت زرد نشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۳۲صاف با ما دل آن شعله بیباک نشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۳۳عاشقان را چه غم از سلسله پا باشد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.