پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۲۷

جگر پاره اگر مایده خوانم شد

چشم شور فلک سفله نمکدانم شد

تنگدل داشت پریشانی پرواز مرا

غنچه گشتم، قفس تنگ گلستانم شد

دست شستم ز جهان، آب حیاتم گردید

پا نهادم به هوا، تخت سلیمانم شد

تا درین عالم پرشور نظر کردم باز

تخته مشق دو صد خواب پریشانم شد

خامشی از سگ گیرنده کمینگاه بلاست

نیستم ایمن اگر نفس به فرمانم شد

از خودی بود به من دامن صحرا زندان

رفتم از خویش برون، شهر بیابانم شد

رود نیلم به مکافات عزیزی بخشید

چهره نیلی اگر از سیلی اخوانم شد

کرد از تهمت اگر مصر غبار آلودم

دامن پاک، کلید در زندانم شد

صائب از خامه من سنبل تر می ریزد

تا دل آشفته آن زلف پریشانم شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۲۹بیت معمور شد آن خانه که ویران تو شد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۳۰اگر آن غمزه خونریز مصور می‌شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۳۱پیر گردیدی و کشت املت زرد نشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۳۲صاف با ما دل آن شعله بیباک نشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۳۳عاشقان را چه غم از سلسله پا باشد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۳۴چند جان سختی ما سنگ ره ما باشد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۳۵ساقی بزم اگر آن دلبر رعنا باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۳۶شمع با مضطرب از دست حمایت باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.