پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۳۵

ساقی بزم اگر آن دلبر رعنا باشد

دور اول همه را نشأه دوبالا باشد

از هوای شب آدینه مجو صافدلی

درد می در قدح آخر مینا باشد

دور ازان بزم شرابی به قدح می ریزم

که کبابش همه از سینه عنقا باشد

داغ این است که در سینه من پهن شده است

لاله آن نیست که در دامن صحرا باشد

داغ اغیار به صد کان نمک شور نشد

داغ ما نیست نمک خورده سودا باشد

چون کشم با لب او باده پنهان صائب

رشک بر چشم حباب است اگر وا باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۳۷قبله زن صفتان آینه زر باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۳۸چشم ناقص گهران بر زر و زیور باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۳۹پادشاهی نه به سیم و زر و گوهر باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۴۰دایم از فکر سفر پیر مشوش باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۴۱من و راهی که ز سر سنگ نشانش باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۴۲نیست در دست مرا غیر دعا، خوش باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۴۳دل ازان دورتر افتاده که واصل باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۴۴گر صفای حرم کعبه ز زمزم باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.