پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۴۴

گر صفای حرم کعبه ز زمزم باشد

زمزم کعبه دل دیده پر نم باشد

تا نبندی ز سخن لب، نشود دل گویا

نطق عیسی ثمر روزه مریم باشد

دست حرص از دل سودازدگان کوتاه است

دانه سوخته از مور مسلم باشد

برگ عیش از چمن سبز فلک چشم مدار

که گلش کاسه دریوزه شبنم باشد

چون سبک دست تواند به جهان افشاندن؟

دست هرکس به ته سنگ ز خاتم باشد

همه دانند که مطلب ز دعا آمین است

زلف اگر بر خط شبرنگ مقدم باشد

می خلد در دل مغرور مرا چون سوزن

بخیه زخمم اگر رشته مریم باشد

صائب آنان که به گفتار سرآمد شده اند

خصم خود را نپسندند که ملزم باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۴۶نقد جان را لب خاموش نگهبان باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۴۷نمک صبح در آن است که خندان باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۴۸اهل دل اوست که در وسعت خلق افزاید
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۴۹آسمان ساغری از محفل مردان باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۵۰آتش قافله ما دل روشن باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۵۱بیخودی بال و پر روح گشودن باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۵۲زردی روی من از باده کشیدن باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۵۳داغ هر لاله که بر سینه هامون باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.