پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۴۵

نقد روشن‌گُهران در گرهِ غم باشد

سور این طایفه در حلقهٔ ماتم باشد

تلخی عیش بود لازم ارباب صفا

کعبه را آب ز شورابهٔ زمزم باشد

کی به فردوس دهد چهرهٔ گندم‌گون را؟

هرکه در سلسلهٔ نسبت آدم باشد

نیستند اهل تجرد پسر مادر خویش

عیسی آن نیست که دلبستهٔ مریم باشد

خون ما چیست که عشق تو بود تشنهٔ او؟

چشم خورشید چرا در پی شبنم باشد؟

خواب آن چشم رباینده‌تر از بیداری است

پشت شمشیرِ بتان تیزتر از دم باشد

هرکه را می‌نگری مرکز پرگار غم است

کیست در دایرهٔ چرخ مسلّم باشد؟

هنرش جوهر شمشیر زبان‌ها گردد

هرکه چون تیغ درین معرکه اَبکَم باشد

وعدهٔ غنچه‌دهانان گرهی بر بادست

گرهی نیست درین رشته که محکم باشد

صائب آنان که ز انصاف مؤدب شده‌اند

خصم خود را نپسندند که ملزم باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۴۷نمک صبح در آن است که خندان باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۴۸اهل دل اوست که در وسعت خلق افزاید
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۴۹آسمان ساغری از محفل مردان باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۵۰آتش قافله ما دل روشن باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۵۱بیخودی بال و پر روح گشودن باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۵۲زردی روی من از باده کشیدن باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۵۳داغ هر لاله که بر سینه هامون باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۵۴چشم بیدار چراغ سر بالین باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.