پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۴۹

آسمان ساغری از محفل مردان باشد

گردش چرخ به کام دل مردان باشد

نیست انگشتری از حکم سلیمان بیرون

دور گردون به مراد دل مردان باشد

از گرانخوابی تسلیم شود چشم غزال

دهن شیر اگر منزل مردان باشد

لعل شد شیشه ز مشاطگی دختر رز

تا چها در نظر کامل مردان باشد

دانه سوخته خاک فراموشان است

آرزویی که نهان در دل مردان باشد

می فشاند به بزمی که در آیند چو شمع

خوشه اشکی اگر حاصل مردان باشد

قسمت هر سر بی مغز نمی گردد دار

تا که را بار به سر منزل مردان باشد

هر کناری ندهد کشتی ما را آرام

دست شستن ز جهان ساحل مردان باشد

هرکه از پرده ناموس نیاید بیرون

مصلحت نیست که در محفل مردان باشد

خیمه مانع ز تماشای رخ لیلی نیست

پرده شرم مگر حایل مردان باشد

نامرادان مصیبتکده امکان را

هست اگر خاک مرادی، دل مردان باشد

وسعت دامن صحرای قیامت صائب

گوشه مختصری از دل مردان باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۵۱بیخودی بال و پر روح گشودن باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۵۲زردی روی من از باده کشیدن باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۵۳داغ هر لاله که بر سینه هامون باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۵۴چشم بیدار چراغ سر بالین باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۵۵هرکه را چشم بر آن گوشه ابرو باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۵۶نیستم گل که مرا برگ نثاری باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۵۷گرچه آن سرو روان در همه جا می باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۵۸کی دل سالک سرگشته بجا می باشد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.