پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۵۳

داغ هر لاله که بر سینه هامون باشد

مهری از محضر رسوایی مجنون باشد

دورگردی نشود مانع یکتایی دل

قطره در ابر همان در دل جیحون باشد

ناز گرداند ورق، حسن به انصاف آمد

یارب آن خط دلاویز چه مضمون باشد

گرچه دست ستم خار بلند افتاده است

کوته از دامن عریانی مجنون باشد

خوشدلی نیست درین دایره گوژ و کبود

وقت آن خوش که ازین دایره بیرون باشد

گرچه رنگین به نظر جلوه کند عالم خاک

نیک چون در نگری یک دل پرخون باشد

کیست با او طرف بحث تواند گشتن؟

هرکه را پشت به خم همچو فلاطون باشد

آنچه از چرخ به ارباب سخن می گذرد

جای رحم است بر آن سرو که موزون باشد

شکوه از داغ ندارد جگر ما صائب

جغد در گوشه ویرانه همایون باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۵۵هرکه را چشم بر آن گوشه ابرو باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۵۶نیستم گل که مرا برگ نثاری باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۵۷گرچه آن سرو روان در همه جا می باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۵۸کی دل سالک سرگشته بجا می باشد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۵۹ظاهر و باطن مردان به صفا می باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۶۰پیچ و خم لازمه رشته جان می باشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۶۱دیده زنده دلان اشک فشان می باشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۶۲شکوه اهل دل از خلق نهان می باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.