پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۵۸

کی دل سالک سرگشته بجا می باشد؟

حرکت لازمه قبله نما می باشد

دیده عالمی از خواب، دم صبح گشود

نفس صافدلان عقده گشا می باشد

هر غمی هست به انجام رسد در دو سه روز

غم روزی است که سی روز به جا می باشد

پرده فقر دریدن گل بیحوصلگی است

خرقه ما چو زره زیر قبا می باشد

عاشقان را نبود در جگر سوخته آه

دانه سوخته بی نشو و نما می باشد

هرکه خود را به تمامی شکند شهره شود

مه چو باریک شد انگشت نما می باشد

پیروان را نگرانی نبود از دنبال

دیده راهنمایان به قفا می باشد

از خودی در ته سنگ است ترا پا، ورنه

هرکه از خویش برآمد همه جا می باشد

خون کند در جگر تیغ حوادث صائب

عاجزی را که سپر دست دعا می باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۶۰پیچ و خم لازمه رشته جان می باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۶۱دیده زنده دلان اشک فشان می باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۶۲شکوه اهل دل از خلق نهان می باشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۶۳دل سودازدگان گوشه نشین می باشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۶۴دل پیران کهنسال غمین می باشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۶۵چهره زرد، مرا ساغر زر می بخشد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۶۶جذبه ای کو که مرا جانب دلدار کشد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۶۷دل چسان دست ازان طره طرار کشد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.