پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۶۶

جذبه ای کو که مرا جانب دلدار کشد؟

دامن جان مرا زین ته دیوار کشد

نظر پاک به خاک است برابر امروز

ورنه آیینه چرا حسرت دیدار کشد؟

ذوق آزار اگر این است که من یافته ام

جای رحم است بر آن کس که ز پا خار کشد

از جهان چشم بپوشید که این خاک سیاه

سرمه خواب به چشم و دل بیدار کشد

نتواند خرد از عالم گل بیرون رفت

کور اگر نیست چرا دست به دیوار کشد؟

نبرد طوطی اگر حرف ز مجلس بیرون

در بغل آینه را تنگ چو زنگار کشد

لب پیمانه به گفتار نیاورد او را

خط مگر حرفی ازان لعل گهربار کشد

خاطر مردم آزاده پریشان نشود

از خزان سرو محال است که آزار کشد

سر برآرد ز گریبان مسیحا صائب

سوزنی کز قدم راهروان خار کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۶۸چند چون طفل ز انگشت کسی شیر کشد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۶۹کی ز تن کار دل خسته به آرام کشد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۷۰هرکه اینجا ز جگر آه ندامت نکشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۷۱سر آزاده ما منت افسر نکشد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۷۲عاشقان را دم تسلیم نفس می رقصد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۷۳تا مرا در نظر آن حسن خداداد آمد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۷۴دیگر از پرده برون نغمه طنبور آمد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۷۵از قضا چشم سیاه تو به یادم آمد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.