پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۷۳

تا مرا در نظر آن حسن خداداد آمد

هر سر موی مرا نام خدا یاد آمد

چون دل از دامن صحرای جنون بردارم؟

که سرابم به نظر موج پریزاد آمد

در دل سخت تو بیرحم ندارد تأثیر

ورنه از ناله من کوه به فریاد آمد

بر سر سرو چمن فاخته ای می لرزید

جنبش پر کلاه تو مرا یاد آمد

شهپر نصرت و اقبال مصور گردید

تا برون تیغ تو از بیضه فولاد آمد

خط پاکی است ز تاراج خزان هر برگش

هرکه چون سرو درین باغچه آزاد آمد

برمدار از لب خود مهر خموشی زنهار

که درین شیشه سربسته پریزاد آمد

بر سر خاک شهیدان تو نیایی، ورنه

نقش شیرین به سر تربت فرهاد آمد

زلف مشکین تو در دلشکنی بود علم

خط شبرنگ برای چه به امداد آمد؟

مستمال از رقم عزل نگشته است کسی

چون ز خط غمزه او بر سر بیداد آمد؟

صائب از ملک عدم این دل بی حاصل من

به چه امید به معموره ایجاد آمد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۷۵از قضا چشم سیاه تو به یادم آمد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۷۶به لبم بی تو چنان تند نفس می آمد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۷۷شوق من قاصد بیدرد کجا می داند؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۷۸دلش از گریه من رنگ نمی گرداند
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۷۹خویش را گر ز خور و خواب توانی گذراند
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۸۰نه زر و سیم و نه لعل و نه گهر خواهد ماند
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۸۱حسرت عمر، مرا در دل افگار بماند
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۸۲چهره ات شمع فروزان شده را می ماند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.