پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۸۰

نه زر و سیم و نه لعل و نه گهر خواهد ماند

در بساط تو همین گرد سفر خواهد ماند

زین گلستان که به رنگینی آن مغروری

مشت خاکی به تو ای باد سحر خواهد ماند

زینهمه لاله بی داغ که در گلزارست

داغ افسوس بر اوراق جگر خواهد ماند

کام بی برگ و نوایان به ثمر شیرین کن

در ریاضی که نه برگ و نه ثمر خواهد ماند

توشه ره، دل ازین عالم فانی بردار

که همین با تو ز اسباب سفر خواهد ماند

چون فلک وام عناصر ز تو واپس گیرد

از تو ای خواجه نظر کن چه دگر خواهد ماند

خشت، بالین تو سازند پرستارانت

از تو هرچند دو صد بالش پر خواهد ماند

این جهان آینه و هستی ما نقش و نگار

نقش در آینه آخر چه قدر خواهد ماند؟

عشق دل را چه خیال است به ما بگذارد؟

به صدف سینه چاکی ز گهر خواهد ماند

تیشه بر پای خود آن کس که درین ره نزند

در دل سنگ نهان همچو شرر خواهد ماند

مشق پرواز ز بی بال و پری کن صائب

که درین بادیه نه بال و نه پر خواهد ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۸۲چهره ات شمع فروزان شده را می ماند
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۸۳نه زر و سیم و نه باغ و نه دکان می ماند
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۸۴عارفانی که به تسلیم و رضا ساخته اند
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۸۵در لب یار نهان عیش جهان ساخته اند
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۸۶عاشقان زان لب شیرین به سخن ساخته اند
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۸۷محض حرف است که او را دهنی ساخته‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۸۸هر گروهی به دلیل دگر آویخته اند
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۸۹عارفانی که ازین رشته سری یافته اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.