پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۸۷

محض حرف است که او را دهنی ساخته‌اند

در میان نیست دهانی، سخنی ساخته‌اند

دل روشن‌گهران فلکی آب شده است

تا چو تو دلبر سیمین‌بدنی ساخته‌اند

آب ده چشمی از آن سیب زنخدان که فلک

دورها کرده که سیب ذقنی ساخته‌اند

گنج در گوشه ویرانه جمعی فرش است

کز زر و سیم به سیمین‌بدنی ساخته‌اند

زان غباری که خط از لعل تو انگیخته است

هر طرف طوطی شکرسخنی ساخته‌اند

زلف مشکین تو بر دامن صحرای وجود

سایه افکنده، ختا و ختنی ساخته‌اند

در دل سنگ صنم قحط شرار افتاده است

تا به سرگرمی من برهمنی ساخته‌اند

زان شراری که گرفته است هوا زآتش گل

هر طرف بلبل رنگین‌سخنی ساخته‌اند

جای شکرست که غم‌های گران‌مایه تو

با دل سوخته همچو منی ساخته‌اند

نقطه و دایره و قطره و دریاست یکی

خودپرستان جهان ما و منی ساخته‌اند

آه کاین مرده‌دلان جامه احرامی صبح

بر تن خویش ز غفلت کفنی ساخته‌اند

فارغ از فکر لباسند نظردوختگان

چون حباب از تن خود پیرهنی ساخته‌اند

عارفان از نظر پاک، چو شبنم صائب

زنگ آیینه دل را چمنی ساخته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۸۹عارفانی که ازین رشته سری یافته اند
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۹۰عاقلانی که ز زنجیر تو سر وا زده اند
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۹۱تا به تعظیم نهال تو ز جا برجستند
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۹۲دردمندان که به ناخن جگر خود خستند
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۹۳بال پرواز خود آن مردم غافل بستند
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۹۴کیستند اهل جهان، بی سر و سامانی چند
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۹۵ما به ساقی و حریفان به شراب افتادند
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۹۶گر به شاهان جهان مسند عزت دادند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.