پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۸۸

هر گروهی به دلیل دگر آویخته اند

بوشناسان به نسیم سحر آویخته اند

بهر فردوس گروهی که ز دنیا گذرند

از هوایی به هوای دگر آویخته اند

رگ خامی رسن گردن منصور شده است

میوه پخته کجا از شجر آویخته اند؟

پرده بردار که چون ابر پریشان گردد

هر حجابی که ز پیش نظر آویخته اند

تا به آن موی میان کس نتواند ره برد

زلف مشکین ترا تا کمر آویخته اند

چشم شوخ تو به عیب دگران مشغول است

ورنه صد آینه در رهگذر آویخته اند

غافلند از دل پر آبله خود صائب

ساده لوحان که به عقد گهر آویخته اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۹۰عاقلانی که ز زنجیر تو سر وا زده اند
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۹۱تا به تعظیم نهال تو ز جا برجستند
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۹۲دردمندان که به ناخن جگر خود خستند
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۹۳بال پرواز خود آن مردم غافل بستند
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۹۴کیستند اهل جهان، بی سر و سامانی چند
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۹۵ما به ساقی و حریفان به شراب افتادند
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۹۶گر به شاهان جهان مسند عزت دادند
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۹۷قسمتی در خور هرکس چو ز اول دادند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.