پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۹۷

قسمتی در خور هرکس چو ز اول دادند

بیقراری به من و خواب به مخمل دادند

چون سر از کوچه زنجیر نیارم بیرون؟

که عنانم به کف زلف مسلسل دادند

چشم هرسوی مگردان که درین تنگ بساط

خواب آسودگیی بود، به مخمل دادند

مژده آمدنت سنگ به محفل برساند

برگ برگ چمن آیینه به صیقل دادند

شکر این تلخ نگاهان به چه عنوان گویم؟

که به من شهد ز پیمانه حنظل دادند

تن به مالش ده و از دردسر آزاد نشین

لوح تعلیم به دست تو ز صندل دادند

موسم عالم آب است برون آ صائب

سبزه ها بوسه به کنج لب جدول دادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۹۹داروی بیهشی از جام صفاتم دادند
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۰۰قدرت حرف گرفتند و زبانم دادند
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۰۱بی سخن غنچه لبان مست مدامم کردند
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۰۲از لب خشک مهیا لب نانم کردند
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۰۳غنچه هایی که درین سبز چمن خنده زدند
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۰۴سالکانی که قدم در ره جانانه زدند
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۰۵نغمه عشق به گوش من دیوانه زدند
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۰۶تا تو بی پرده شدی لاله رخان خوار شدند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.