پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۰۱

بی سخن غنچه لبان مست مدامم کردند

باده از شیشه سربسته به جامم کردند

استخوان در تن من پنجه مرجان گردید

زان میی کز لب لعل تو به جامم کردند

در طلب رفت چو قمری همه عمر مرا

تا سرافراز به یک حلقه دامم کردند

کوه را لنگر من داشت سبک چون پر کاه

لاله رویان جهان کبک خرامم کردند

سالها سختی ایام کشیدم چو عقیق

تا عزیزان چو نگین صاحب نامم کردند

شدم از لاغری انگشت نما چون مه نو

تا درین دایره چون بدر تمامم کردند

لله الحمد که از خوان جهان روزی من

رغبتی بود که مردم به کلامم کردند

صائب از بی دهنی بود که شیرین دهنان

قانع از بوسه شیرین به پیامم کردند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۰۳غنچه هایی که درین سبز چمن خنده زدند
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۰۴سالکانی که قدم در ره جانانه زدند
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۰۵نغمه عشق به گوش من دیوانه زدند
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۰۶تا تو بی پرده شدی لاله رخان خوار شدند
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۰۷اهل معنی به سخن بلبل بستان خودند
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۰۸روشنائی که درین دایره صاحب دیدند
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۰۹به کمان پشت و به شمشیر دهن بخشیدند
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۱۰نه همین اهل خرد آینه اسرارند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.