پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۰۰

قدرت حرف گرفتند و زبانم دادند

پای رفتار شکستند و عنانم دادند

آب را در جگر سنگ حصاری کردند

جگری تشنه تر از ریگ روانم دادند

ظاهر و باطن من آینه یکدگرند

سینه ای صافتر از آب روانم دادند

چشم پوشیده تماشای رخش می کردم

به چه تقصیر دو چشم نگرانم دادند؟

خامه ام، گفت و شنیدم به زبان دگری است

من چه دانم چه سخنها به زبانم دادند

سالها در پی بی نام و نشانان رفتم

تا به سر منزل مقصود نشانم دادند

لب پرخنده گرفتند گر از من صائب

به تلافی مژه اشک فشانم دادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۰۲از لب خشک مهیا لب نانم کردند
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۰۳غنچه هایی که درین سبز چمن خنده زدند
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۰۴سالکانی که قدم در ره جانانه زدند
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۰۵نغمه عشق به گوش من دیوانه زدند
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۰۶تا تو بی پرده شدی لاله رخان خوار شدند
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۰۷اهل معنی به سخن بلبل بستان خودند
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۰۸روشنائی که درین دایره صاحب دیدند
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۰۹به کمان پشت و به شمشیر دهن بخشیدند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.