پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۷۷

شوق من قاصد بیدرد کجا می داند؟

آنقدر شوق تو دارم که خدا می داند!

تو همین سعی کن ای کاه سبکروح شوی

روش جاذبه را کاهربا می داند

هرکه فرهاد صفت جوهر مردی دارد

تیشه را بر سر خود بال هما می داند

بوته خاری اگر در کف صرصر بیند

دل سرگشته من راهنما می داند

گاه در خواب و گهی مست و گهی مخمورست

چشم پرکار تو کی حال مرا می داند؟

صائب از لاله عذاران چه توقع داری؟

گل ده روزه چه آیین وفا می داند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۷۹خویش را گر ز خور و خواب توانی گذراند
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۸۰نه زر و سیم و نه لعل و نه گهر خواهد ماند
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۸۱حسرت عمر، مرا در دل افگار بماند
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۸۲چهره ات شمع فروزان شده را می ماند
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۸۳نه زر و سیم و نه باغ و نه دکان می ماند
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۸۴عارفانی که به تسلیم و رضا ساخته اند
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۸۵در لب یار نهان عیش جهان ساخته اند
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۸۶عاشقان زان لب شیرین به سخن ساخته اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.