پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۷۴

دیگر از پرده برون نغمه طنبور آمد

باز ناخن زن دلهای پر از شور آمد

از دم سرد خزان بر گل صد برگ نرفت

آنچه بر زخم من از مرهم کافور آمد

نوش این نشأه یقین شد که نباشد بی نیش

تا ز تنگ شکر یار برون مور آمد

لب ببند از سخن حق که ازین راهگذر

عالمی تیغ به کف بر سر منصور آمد

آن که چشمش پی عیب دگران است چهار

چون به عیب خودش افتاد نظر، کور آمد

گرو از برق، پی مطلب دنیا می برد

آن که پا مرکب چوبین به لب گور آمد

کردم انگشت ز عیب دگران تا کوتاه

سالم انگشت من از خانه زنبور آمد

تا به دامان قیامت رود از چشمش آب

هرکه را در نظر آن چهره پرنور آمد

ناله بلبل سودازده شد پرده نشین

تا به سیر چمن آن غنچه مستور آمد

صائب از شمع به بال و پر پروانه نرفت

آنچه از دوری او بر من مهجور آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۷۶به لبم بی تو چنان تند نفس می آمد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۷۷شوق من قاصد بیدرد کجا می داند؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۷۸دلش از گریه من رنگ نمی گرداند
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۷۹خویش را گر ز خور و خواب توانی گذراند
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۸۰نه زر و سیم و نه لعل و نه گهر خواهد ماند
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۸۱حسرت عمر، مرا در دل افگار بماند
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۸۲چهره ات شمع فروزان شده را می ماند
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۸۳نه زر و سیم و نه باغ و نه دکان می ماند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.