پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۷۰

هرکه اینجا ز جگر آه ندامت نکشد

نفس صاف ز دل صبح قیامت نکشد

هرکه خواهد که گرانسنگ بود میزانش

به که امروز سر از سنگ ملامت نکشد

تا ازان یار سفر کرده نگیرد خبری

اشک ما پای به دامان اقامت نکشد

نفس سوخته عشق ز پا ننشیند

تا گلاب از گل خورشید قیامت نکشد

سایه عشق گران است، عجب نیست اگر

سرو در زیر پر فاخته قامت نکشد

کرده ام خنده به ارباب ملامت صائب

اره چون بر سر من سین سلامت نکشد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۷۲عاشقان را دم تسلیم نفس می رقصد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۷۳تا مرا در نظر آن حسن خداداد آمد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۷۴دیگر از پرده برون نغمه طنبور آمد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۷۵از قضا چشم سیاه تو به یادم آمد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۷۶به لبم بی تو چنان تند نفس می آمد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۷۷شوق من قاصد بیدرد کجا می داند؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۷۸دلش از گریه من رنگ نمی گرداند
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۷۹خویش را گر ز خور و خواب توانی گذراند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.