پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۶۹

کی ز تن کار دل خسته به آرام کشد؟

مرغ وحشی چه نفس در قفس و دم کشد؟

سخت گستاخ شد از وصل دلم، می ترسم

عاقبت کار من از بوسه به پیغام کشد

از زبان لعل لبش تلخی گفتار نبرد

نمک سنگ کجا تلخی بادام کشد؟

غم مرغان گرفتار ندارد صیاد

مور از رحم مگر دانه به این دام کشد

نکشد پای پر از آبله از خارستان

آنچه پهلوی من از بسرت آرام کشد

دانه اش از گره دام مهیا باشد

هرکه را زلف گرهگیر تو در دام کشد

دست کوتاه، گل از وصل فزون می چیند

شانه گستاخ سر زلف دلارام کشد

شکوه ای کز سر زلف تو مرا هست این است

که دل عاشق و اغیار به یک دام کشد

این چه کیفیت حسن است که مخمور وصال

از لب بام تو می همچو لب جام کشد

آب را دست درین باغ ز حیرت شد خشک

کیست تا دامن آن سرو گل اندام کشد؟

پله ناز تو سنگین تر ازان افتاده است

که ترا جذبه صائب به لب بام کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۷۱سر آزاده ما منت افسر نکشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۷۲عاشقان را دم تسلیم نفس می رقصد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۷۳تا مرا در نظر آن حسن خداداد آمد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۷۴دیگر از پرده برون نغمه طنبور آمد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۷۵از قضا چشم سیاه تو به یادم آمد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۷۶به لبم بی تو چنان تند نفس می آمد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۷۷شوق من قاصد بیدرد کجا می داند؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۷۸دلش از گریه من رنگ نمی گرداند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.