پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۶۷

دل چسان دست ازان طره طرار کشد؟

چون کسی از دو جهان دست به یکبار کشد؟

سر برآرد چه عجب گر ز گریبان مسیح

سوزنی کز قدم راهروان خار کشد

جای شکرست نه جای گله، گر دیده ورست

هرکه در راه خدا بیشتر آزار کشد

سبک از خواب گرانجان اجل برخیزد

بردباری که درین نشأه فزون بار کشد

کشد از غفلت مردم دل آگاه ملال

بار یک قافله را قافله سالار کشد

گر برابر شود از گرد کسادی با خاک

به ازان است گهر ناز خریدار کشد

می شود باعث بیداری عالم چون صبح

هرکه از صدق نفس از دل افگار کشد

سرکشی لازمه سنگدلان افتاده است

تیغ را چون کسی از قبضه کهسار کشد؟

گر زند مهر خموشی به لب خود طوطی

در بغل آینه را تنگ چو زنگار کشد

می توان گفت که بویی ز محبت برده است

نازگل هر که ز خار سر دیوار کشد

نیست با دیر و حرم مردم حق بین را کار

کور در جستن در، دست به دیوار کشد

نظر پاک به خاک است برابر صائب

ورنه آیینه چرا حسرت دیدار کشد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۶۹کی ز تن کار دل خسته به آرام کشد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۷۰هرکه اینجا ز جگر آه ندامت نکشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۷۱سر آزاده ما منت افسر نکشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۷۲عاشقان را دم تسلیم نفس می رقصد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۷۳تا مرا در نظر آن حسن خداداد آمد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۷۴دیگر از پرده برون نغمه طنبور آمد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۷۵از قضا چشم سیاه تو به یادم آمد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۷۶به لبم بی تو چنان تند نفس می آمد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.