پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۶۱

دیده زنده دلان اشک فشان می باشد

آب از قوت سرچشمه روان می باشد

نیست در انجمن وصل اشارت محرم

در حرم صورت محراب نهان می باشد

صیقل سینه روشن گهران گفتارست

طوطی لال بر آیینه گران می باشد

طفل را هر سر انگشت بود پستانی

روزی بیخبران دست و دهان می باشد

عاشق از عشق به معشوق نمی پردازد

کعبه اهل ادب سنگ نشان می باشد

در دل پیر تمنای جوان بسیارست

این بهاری است که در فصل خزان می باشد

می شود زندگی از قامت خم پا به رکاب

تیر را شهپر پرواز کمان می باشد

چه کند قرب به عشاق، که در دامن گل

همچنان دیده شبنم نگران می باشد

بر حذر باش ز خصمی که شود روگردان

که هدف را خطر از پشت کمان می باشد

مشو از صحبت بی برگ و نوایان غافل

که شب قدر نهان در رمضان می باشد

نشأة باده نگردد به کهنسالی کم

ساکن کوی خرابات جوان می باشد

زندگانی به ته تیغ سرآرد صائب

دل هرکس که به فرمان زبان می باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۶۳دل سودازدگان گوشه نشین می باشد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۶۴دل پیران کهنسال غمین می باشد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۶۵چهره زرد، مرا ساغر زر می بخشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۶۶جذبه ای کو که مرا جانب دلدار کشد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۶۷دل چسان دست ازان طره طرار کشد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۶۸چند چون طفل ز انگشت کسی شیر کشد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۶۹کی ز تن کار دل خسته به آرام کشد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۷۰هرکه اینجا ز جگر آه ندامت نکشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.