پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۲۱

بی تب و تاب به مخمور شرابی نرسد

تا به آتش نرود کوزه به آبی نرسد

به چه امید به گرد دل خوبان گردد؟

ناله ای را که ز کهسار جوابی نرسد

طمع بوسه و امید شکرخند کراست؟

که به ما زان لب شیرین شکرابی نرسد

زندگی چون شرر از سوختگان است مرا

آه اگر از جگری بوی کبابی نرسد

گل مگر بست ز شرم تو دکان را، کامروز

به دماغم ز چمن بوی گلابی نرسد

عمر چون سیل به این سرعت اگر خواهد رفت

فرصت چشم گشودن به حبابی نرسد

تو به ویرانی دل کوش که آن گنج گهر

نیست ممکن که به هر خانه خرابی نرسد

نیست انصاف که از بحر تو با این وسعت

صائب تشنه جگر را دم آبی نرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۲۳پیش مژگان درازت که هدف خواهد شد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۲۴خط شبرنگ ز روی تو عیان خواهد شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۲۵خارج از پرده آهنگ نمی باید شد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۲۶هر که ایام خط از سیمبران غافل شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۲۷جگر پاره اگر مایده خوانم شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۲۸لوح محفوظ شد آن دیده که حیران تو شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۲۹بیت معمور شد آن خانه که ویران تو شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۳۰اگر آن غمزه خونریز مصور می‌شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.