پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۲۰

چشم عاشق پی جانان به پریدن نرسد

دل صیاد به آهو به تپیدن نرسد

اختر عاشق و امید ترقی، هیهات

دانه سوخته هرگز به دمیدن نرسد

بهر گلگونه ربایند ز هم حورانش

کشته تیغ ترا خون به چکیدن نرسد

ما قدم بر قدم جاذبه دل داریم

خبر قافله ما به شنیدن نرسد

به تماشا ز بهشت رخ او قانع باش

که گل و میوه این باغ به چیدن نرسد

قسمت این بود که از دفتر پرواز بلند

به من خسته به جز چشم پریدن نرسد

پرده صبح امیدست شب نومیدی

تا نسوزد نفس اینجا به کشیدن نرسد

دورتر می شود از قطع مسافت راهش

رهنوردی که به منزل به رمیدن نرسد

تو ز لعل لب خود، کام مکیدن بردار

که به ما جز لب خمیازه مکیدن نرسد

در حریمی که من از درد کشانم صائب

بحر را دعوی پیمانه کشیدن نرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۲۲دل تهی ناشده از خویش به جایی نرسد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۲۳پیش مژگان درازت که هدف خواهد شد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۲۴خط شبرنگ ز روی تو عیان خواهد شد
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۲۵خارج از پرده آهنگ نمی باید شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۲۶هر که ایام خط از سیمبران غافل شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۲۷جگر پاره اگر مایده خوانم شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۲۸لوح محفوظ شد آن دیده که حیران تو شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۲۹بیت معمور شد آن خانه که ویران تو شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.