پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۸۱

قدم از صدق درین مرحله می باید زد

می لعل از قدح آبله می باید زد

می شود دانه انگور به مهلت می ناب

مهر طاقت به لب پر گله می باید زد

فرض عین است بر آزاده روان عزت خار

قطره با چشم درین مرحله می باید زد

سوخت هرکس پی ما سوخته جانان برداشت

آب بر آتش این قافله می باید زد

نیست جز پیچ و خم این مرحله را راه دگر

دست مردانه درین سلسله می باید زد

می شود بزم می از لنگر تمکین بی ذوق

باده با مردم بی حوصله می باید زد

صائب از خار به تعجیل گذشتن ستم است

همه را بر محک آبله می باید زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۸۳قطره آن کس که پی آب به ظلمت می زد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۸۴هرکه در دامن ارباب نظر دست نزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۸۵آن کسی چشم و چراغ است نظر بازان را
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۸۶نیست ممکن دل آشفته به سر پردازد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۸۷عاشق محو به دلدار نمی پردازد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۸۸گوهر عکس لبش گر به شراب اندازد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۸۹باد اگر پرده ز رخساره یار اندازد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۹۰بر ز نخدان تو هرکس که نگاه اندازد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.