پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۸۸

گوهر عکس لبش گر به شراب اندازد

کله عیش، می از جوش حباب اندازد

جدل شبنم و خورشید بود مشت و درفش

خرد آن به که سپر پیش شراب اندازد

کوس شهرت زند از خم چو فلاطون هرکس

خشت برگیرد و از دست کتاب اندازد

هر که خواهد که کند مشکل عالم را حل

دفتر عقل همان به که در آب اندازد

نه ز مستی است نمک گر به شراب افکندم

چشم تا چند به روی تو حباب اندازد؟

غلط اندازی حسن است که آب حیوان

پرده بر روی خود از موج سراب اندازد

خواب مخمل نبود در گرو افسانه

بخت کی گوش به افسانه خواب اندازد؟

نگرفته است کس آیینه خورشید به موم

چون به رخسار تو مشاطه نقاب اندازد؟

صائب از بحر به یک جرعه برآوردی گرد

در خور ظرف تو، ساقی چه شراب اندازد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۹۰بر ز نخدان تو هرکس که نگاه اندازد
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۹۱اشک را دیده من گوهر غلطان سازد
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۹۲زهر را صبر جوانمرد شکر می سازد
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۹۳صبر را زمزمه من سفری می سازد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۹۴سینه را تیره هوا و هوسی می سازد
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۹۵چه میان است که دایم چو دل من لرزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۹۶پیر بر زندگی افزون ز جوان می لرزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۹۷در حریمی که گل روی ایاغ افروزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.